X
تبلیغات
نقطه سوم
( نگاهی مستقل برای واکاوی تاریخ ، دین و هویت ملل شرق‌میانه )

وبلاگ سه نقطه در یک نمودار بسی زیبا بر چاپ نمودن کارت هخامنشی نمودندی، هر که بخواهد از این کارت ها بداشتندی، فرتور و نام نیکویش و سایر مدارک لازمه را به این آدرس ارسالندی. تا کنون 99 میلیون و اندی و داریوش و خشایار و ابی و استاد شجریان عضو بشدندی . تا بسته نشدن این تارزان به جهت کم شدن پهنای باندی اقدام بنمایید. به شانسی به 10 نفر ماشین آخرین سیستم ایرانی «مرسدس بی ان وه سمند» داده خواهد شد.

آخرین عضو شده : ناسر بناگذار


بدین آدرسه

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 14:25  توسط سلمان پارسی  | 


با درود ترین درود ها بر ایرانیان ارجمند. چندی پیش یکی از دخترکان از شاگرد نانیکوی ناصر پورپیراد، با آشنایی در یکی از تارزان های دوست بیابی، با بنده ارجمند، باعث توبه ایشان بشد. بنده توبه نامه و تفو تفوی وی را به مقام حضرت پهلوی تسلیم بنموده که ایشان هم مهری بر آن بزد و از اهورامزدای باری اهورا، تلب مگفرت خواست. اهورا آمین. سخن نامه را در همین نخست کوته کنم و به شعری زیبای از بانو پریبا هاژی زاده گوش فرا بدهیمدی. باشد به زمانی که همه ایرانیان به مانند این بانو ارجمند ترانه بسرایند.


شعر و ترانه ی زیبا و اهورایی از بانو پریبا هاژی زاده :

  چند زمانی بود که ذهن بر آشفته ام را پان ترکان مغولیسم،

  به سخره برده بودند.

  اما آهی از غم غرورم، با شعله هایی سبز و سفید و قرمز،

  نجات بخش این حسم نابود شده ام،

بود

  و آن حس خاموش و خاکستر شده ام،

  از تشعشع گات زرتشت،

  در پی نوری، به مانند خورشید، اهورایی گشت.

چهره ی افسرده ام، در نوری تابان، بر آینه ی نگاهم،

 به سبزی و زلالی گل و باغ و چمن و بلبل گشت.

 گویی دگر بار، زاده ی اهورایی شدم.

 و اینک،

         اهورا مزدا را شکرانه و حضرت زرتشت را پاسانه،

 رهایی جستم از افسردگی نگاه شرم آور پان ترکان مغولیسم.

 

  رهنمون های گات، از سروده ی زرتشتیان کبیر ،

 نور سبز و سفید و قرمز را در پنجره ای از حس رنگینم،

 به مانند فانوسکه ی کوچک اما پر نور،

 روشن بنمود.

 دگر نخواستم تنها باشم.

             خواستم رازهای درون و برونم را

                   در محلی از برخورد چشمه و دست ها،

                         بر کسی که قرار بود،

                            سوار بر اسب سپید،

                              در قصه های رویای کودکی اهورایی خویشتنم،

                                از دور دست ترین ستاره ها ،

در میان بگذارم.

 و شد آنچه شد.

 در تارزان دوست بیابی اهورامزلک پرطوسی عضو بشدم !

 

 تارزانی زیبا و روشن، که اهوریامزداچیان در آن گرد هم بودندی.

  و یک جوانکی زیبا، به مانند ستاره دنباله دار، که در آسمان نگاهم ،

 چشمک زنان، نمایان می گشت،

  در فرتوری زیبای،

  که خوب سخن می گفت و خوب می خندید

 در یک سخن، یک جنترمن ایرانی.

 

باز به سیر رویاهای خویشتنم، در ذهنی اهورایی،

 در ستاره ای دوردست،

 که انگشتانم آن را تلمس می نمود

 و با حنجره ای که صدای بلبل را ترانه ساز می کرد،

  در چهره ی آرامش یافته ام،

  با چشمانی شبنم شده ی خیس، اما شاد،

  تصویر کهنه ،اما زیبای اهورامزدایی او را

 دیدن می نمودم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 21:15  توسط سلمان پارسی  | 


نگاهی به فرافکنی های وبلاگ « قرآن کریم تنها نور هدایت » در مورد « تورات »


از تمامی جمعیت یهودیان، در خواست می شود، اگر پول اضافی دارید، به بنده بدهید ! باور کنید من از ناریا ۲ ، ذوالقرنین ، از سرهنگ، از ع... ۲۰۶ و خیلی های دیگر بهتر می توانم پورپیراد را نقد کنم ! از قدیم گفته اند آن نوری که بر کنیسه حلال است بر من هم حلال می باشد! یعنی اگر می خوهید تا پورپیراد نقد شود، چرا به پروفسورهای بی سواد که ۱۰ سال است نتوانسته اند وی را نقد بنمایند می دهید، چرا به کسانی که هیچ از پورپیراد نمی دانند رو می اندازید؟! من تنها با مدرک اول راهنمایی ام، کار همان پروفسورهای بی سواد را انجام می دهم . بهتر است اندکی هم برای ساخت اورشلیم بزرگ ذخیره کنیم ! احساس می کنم هم خون یک یهودی در بدنم شریان داره ! البته فامیلیمون هم از یهودیان معروف بوده ! دیگه چی میخواین ؟ باور کنید، آن قدر گاف از پورپیراد به دستمان داریم که می توانیم آن سیکل نداشته ی پورپیرار را تا حد مدرک مهد کودک، پایین بیاوریم. چرا در نقد پورپیرار به نویسنده ی مطلب زیر، بی خود پول حروم می کنند؟

« برادران و خواهران گرامی، فرق است بین کسی که بگوید یهود و نصاری چون شیعه و سنی، آیات الله را مخفی میکنند و در ترجمه دست می برند، و آن کس که اصرار دارد که تنزیل تورات رب العالمین، "قابل جعل" بوده و نونوشته دارد! این آخری ادعای بزرگی است. نویسنده یادداشتهای ایرانشناسی بدون دروغ، ناصر پورپیرار، مدعی نامحفوظ ماندن تورات است، از نظر او "یدالله مغلوله " است و یهود دست بالاتری بر غیب داشته وگرنه تورات جعل نمیشد! بلکه بالاتر! نویسنده یادداشتهای اسلام و شمشیر، ناصرپورپیرار، تا جائی پیش رفته که باقیمانده کتب پنجگانه تورات را، مجموعه ای از "سبک سریها و نابسامانیها" توصیف کرده (مدخلی بر ایران شناسی بدون دروغ و بی نقاب، ۱۶۷) که در آن یعقوب با رب خود روی تشک کشتی رفته است!!..سبحان الله عما تشرکون!.... اسحاق با تقلب خاخام ها به جای اسماعیل به مذبح برده شده! و رب خاخام ساخته ای به نام یهوه "دماغش را بوی پیه سوخته خوش می آید" (اسلام و شمشیر 19)...عجبا و استغفرالله! »

( براشت از وبلاگ «قرآن کریم تنها نور هدایت»، http://quraninmylife.blogsky.com )

ملاحظه کنید، نوشته های این جوجه فوکولی را ! هیچ یک از ما یهودیان چنین ادعایی را ندارد که این جوجه دارد. ولی چه کنیم بر آنان که خود را همانند عروسک، بازیچه دست یهودیان کرده ، چنان که می خواهند ارزش آیات تورات جعل شده ما را ، (و نه عهد قدیم و جدید) از آیات قرآن کریم، بالا تر ببرند !

« عالمیان میدانند که نام هخامنش و کوروش در هیچ سطری از تورات عظیم، نیامده است!! آن کتابهای موخر مانند Chronicles ، Ezra و یا Isaiah از تاناخ یا عهد قدیم است که این اسامی را در بردارد و هیچ ربطی هم به تنزیل "تورات" عظیم موسی (ع) که مد نظر قرآن کریم است ندارد. چرا که تورات صدها سال از این کتابها مقدم تر است. این اصرار ناصرپورپیرار برای چسباندن تورات در یادداشتهای ایرانشناسی به هخامنش به چه دلیل است؟ چرا او قصد کرده که کتب موخر "عهد عتیق" را "تورات" به خوانندگان معرفی کند! این تغییر معنی کلمات از مواضع آن را چطور میخواهد توجیه کند؟
برادران و خواهران مسلمان، کلمات ذیل را اشتباهی بکار نبرید و مراقب آنچه می نویسید باشید تا اینگونه دچار دردسر نشوید:

تنزیل تورات Torah: نامی اصیل از طرف الله سبحانه تعالی است که به معنی "دستورالعمل" است. در کتاب لاویان تورات، بخش 10 آیه 11، الله رحمان این کلمه تورات را بکار می برد. تورات تنزیلی مستقل و فقط و فقط شامل پنج بخش است: Genesis, Exodus, Leviticus, Numbers, Deuteronomy »

( براشت از وبلاگ «قرآن کریم تنها نور هدایت»، http://quraninmylife.blogsky.com )

بنده از دیر باز تا کنون که با انسان ها و یهودیان حمار زیادی، نشست و برخواست داشته ام و چنین ادعایی را نشنیده بودم. چنان چه تشخیص می دهد کدام تورات، مد نظر قرآن کریم است و کدام نیست! در واقع از بی سوادی و یا شیادی خویش است که می خواهد حساب عهد عتیق با تورات را جدا کند، زیرا گمان می کند آن مورادی که پورپیرار بدان ها اشاره کرده، از زنای دختران لوط با لوط مست، گرفته تا جلو کباب خوری ابراهیم با یهوه ، در عهد عتیق است و در تورات پنج گانه ی «برشیت، شموت، ویقرا، بمیدوار، دواریم» نیست! اگر بر دانایی ایشان بر مطالب تورات و عهدهای عتیق و جدید یقین دارید، پس مطمئن باشید که این مقولات از نادانی وی نیست، بل از شیادی است، آن گاه ، ایشان هم شامل همان دولت پنهان یهود است.

« محسن
پنجشنبه 26 اسفند ماه سال 1389 ساعت 03:36 AM
آقای علی رضا به گونه ای نوشته ای که گویی در آن قسمت های تورات تان جعلی صورت نپذیرفته است!
اولا بفرمایید شما تورات کدام زمان را اورجینال!! می دانید تا در موردش بحث شود.


پاسخ:
آقای محسن نیازی به بحث با شما نمی بینم. شما که عبری بلد نیستید؟ از کجا پس مدعی بحث در مورد تورات هستید؟؟!!!



منصور
یکشنبه 15 اسفند ماه سال 1389 ساعت 3:33 PM
سلام علیرضا
آیا فکر می کنید مشکل منتقدین تورات «گرامری» است یا محتوایی؟
مهم این است که ما خدایی را که در تورات به اتفاق ابراهیم چلوکباب می خورد و کباب بدون شراب هم پسندش نیست و با یعقوب کشتی می گیرد را قبول نداریم.مهم این است که ما خدایی را که از آفرینش انسان پشیمان می شود و تصمیم به نابودی کل انسانها می گیرد ولی نوح او را نصیحت می کند تا از تصمیمش منصرف شود را قبول نداریم.
مساله این است که شما برای اثبات تحریف نیافتگی تورات ؛قرآن را وحه المعامله قرار می دهید.
مرا به یاد علی مالزی انداختید که پس از چند بار اسم عوض کردن حالا شده علیرضا


پاسخ:
سلام منصور،
روی تورات تمرکز کرده ام و به خاخام با سابقه ای دسترسی دارم. به زودی همه شبهات شما را پاسخ خواهم گفت، ان شاءالله. اشکال ندارد، کس دیگری هم نوشته بود من همان محب الله هستم! همه برآشفته شده اند! می بینم!
پست بعدی، بنیاد بنیان اندیشی را یک تکانی میدهد، تا ان شاءالله متوجه شوید که این "قرآن اندیشی" است که تنها می ماند؛ نه چیز دیگری!
بسم الله الرحمن الرحیم
انا اعطیناک "الکوثر". »

( براشت از نظرات وبلاگ «قرآن کریم تنها نور هدایت» ، http://quraninmylife.blogsky.com )

ما که تا کنون از شما «قرآن شناسی» ندیده ایم. متوسل شدن به کلمات آیات تورات، شما را به بی راهه برده است. بلی ! همه آشفته شده اند. با دو تا نقدی و شق القمری که انجام شده است، دیگر ناصر پورپیرار مغازه نوشتن خودش را تخته کرده است. من هم که از خانه بیرون نمی روم تا کسی مسخره ام ننماید ! خیلی ها سرشان را به دیوار می کوبند و از این که پورپیرار سرشان کلاه گذاشته است، بسیار محزون و گریان اند.

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿لقمان: 6)

موضوع: بررسی آیات 13 تا 15 بخش سوم کتاب خروج (Exodus) از تنزیل تورات عظیم

ابتدا برای تفهیم این منکری که عده ای مرتکب شده اند، باید به بررسی آیات 13 تا 15 بخش سوم کتاب خروج (Exodus) از تنزیل تورات بپردازیم. :

خلاصه آیه 13:در این آیه موسی (ع) به الله سبحانه تعالی میگوید: که من به سوی فرزندان اسرائیل خواهم رفت و خواهم گفت که اله پدران شما من را مبعوث گردانده. سپس آنها به من خواهند گفت، این الهی که تو را مبعوث کرده کیست؟ من چه جوابی به قومم بدهم؟

 خلاصه آیه 14: الله سبحانه تعالی در این آیه می فرماید: "احیا آشر احیا"

توجه کنید که خط عبری را از راست به چپ و مانند عربی میخوانند

سپس الله سبحانه تعالی در ادامه آیه، دوباره می فرماید: پس به فرزندان اسرائیل بگو که "احیا" مرا فرستاده است:

( براشت از وبلاگ «قرآن کریم تنها نور هدایت»، http://quraninmylife.blogsky.com )

خوشبختانه با این نوشته اش، که خالی از اشتباه هم که نیست (*)، لااقل از منظر ایشان، غرض از عبارت «تورات مد نظر قرآن»، معلوم مان شد. چنان چه قبل تر نیز اشاره کردم، منتقد گمان می کند آن مورادی که پورپیرار در نوشته هایش به آن ها اشاره داشته است، از عهد عتیق یا جدید است و از تورات نیست. نا گفته هم نماند، در اولین نگاه، گمان بر این بردم که ایشان تورات دیگری مد نظرشان است!

متن زیر را تنها برای آشنایی دوستان با متن عبری، از تورات برداشته ام. عبری همان آیاتی است که ایشان در بالا بدان اشاره کرده اند.

« יג. ויאמר משה אל-האלהים, הנה אנכי בא אל-בני ישראל, ואמרתי להם, אלהי אבותיכם שלחני אליכם; ואמרו-לי מה-שמו, מה אמר אלהם.
יד. ויאמר אלהים אל-משה, אהיה אשר אהיה; ויאמר, כה תאמר לבני ישראל, אהיה, שלחני אליכם.
טו. ויאמר עוד אלהים אל-משה, כה -תאמר אל-בני ישראל, יהוה אלהי אבתיכם אלהי אברהם אלהי יצחק ואלהי יעקב, שלחני אליכם; זה-שמי לעלם, וזה זכרי לדר דר. »

ترجمه قدیم :

« ۱۳. موسی‌ به‌ خدا گفت‌: «اینک‌ چون‌ من‌ نزد بنی‌اسرائیل‌ برسم‌، و بدیشان‌ گویم‌ خدای‌ پدران‌ شما مرا نزد شما فرستاده‌ است‌، و از من‌ بپرسند که‌ نام‌ او چیست‌، بدیشان‌ چه‌ گویم‌؟»
۱۴. خدا به‌ موسی‌ گفت‌: «هستم‌ آن که‌ هستم‌.» و گفت‌: «به‌ بنی‌اسرائیل‌ چنین‌ بگو: اهْیه‌ (هستم‌) مرا نزد شما فرستاد.»
۱۵. و خدا باز به‌ موسی‌ گفت‌: «به‌ بنی‌اسرائیل‌ چنین‌ بگو، یهوه‌ خدای‌ پدران‌ شما، خدای‌ ابراهیم‌ و خدای‌ اسحاق‌ و خدای‌ یعقوب‌، مرا نزد شما فرستاده‌. این‌ است‌ نام‌ من‌ تا ابدالاءباد، و این‌ است‌ یادگاری من‌ نسلاً بعد نسل‌. »

( باب 3 ، آیات 13 تا 15، شِمُوت ( Exodus، خروج ) )

قصدم در این مقاله، ورود به معانی و تلفظ کلمه YHWH نیست که خود این مورد، مقاله ای جدا می طلبد. تنها می خواهم به آن مواردی از تورات که آقای منصور در کامنتی در وبلاگ ایشان، متذکر شده بودند، اشاره کنم، تا نشان داده شود، منتقد یا از تورات چیزی نمی دانند یا قصد اش شیادی است.

« مهدی - مهدی
شنبه 14 اسفند ماه سال 1389 ساعت 6:32 PM
اقای علیرضا،
مردد بودم آیا این کامنت را برای شما بگذارم یا نه. به هر حال ادامه این بحث را منطقی بودن یا نبودن پاسخ شما تعیین می کند.
شما آن کلمه را از سفر خروج بدون علامت گذاری و به شکل יהוה برداشته اید که YHWH می شود و آنطور که خودتان خواسته اید بر آن علامت گذاشته اید و آنرا "ییه وه" خوانده اید. در حالیکه اگر به علامت گذاری تورات نگاه کنید در آیه 15 از فصل سوم سفر خروج این کلمه به صورت יְהֹוָה علامت گذاری شده است و یَهُوَه خوانده می شود. این کلمه در جاهای مختلف تورات به شکل های متفاوت علامت گذاری شده است مثلاً:
در سفر پیدایش 15/2 יֱהוִה (یِهویه)
در سفر خروج 3/15 יְהֹוָה (یَهُوَه)
در سفر داوران 16/28 به دو صورت יְהוָה (یَهوِه) و יֱהֹוִה (یِهُویه)
در سفر اول پادشاهان 2/26 יְהֹוִה (یَهُویه)
در سفر حزقیال יְהוִה (یَهویه)
پس نتیجه گیری شما در مورد معنا و تلفظ آن تنها یک اظهار نظر شخصی است.
باری آیا شما به چنین نتیجه گیری حساسی بر اساس سه حرف ه.ی.ه رسیدید؟ خدای تورات و قرآن را که یهودیان به عمد از هم جدا کرده اند، یکی انگاشتید؟ آیا رها کردن این همه دلیل تاریخی و منطقی در دستکاری تورات و ورود به یک بحث زبانشناسی بی نتیجه و تعیین کردن تکلیف چنین مسأله مهمی به این روش منطقی است؟
مهدی


 پاسخ:
آقای مهدی-مهدی،
بد رکب خوردید! من از صرف ریشه فعل، (ییه وه) بودن تلفظ آنرا اثبات کردم، نه از راه علامتگذاری، مثل شما!!!! و همانطور که همه می بینند، هیچ علامتی هم بکار نرفته است. این را محققی نوشته که 30 سال است تورات بدون علامتگذاری درس میدهند و میخواند! نظر شخصی من نبود!!
نترسید! "بنیان دروغ" به زودی متلاشی میگردد!



أمة الله
شنبه 14 اسفند ماه سال 1389 ساعت 7:38 PM
سلامى دوباره
ابتدا عبارت زیباى إن شاءالله را تصحیح فرمایید.
درمورد نوشته ى اخیرتان حقیقتش به زبان عبرى آشنایى ندارم ولى با توجه به موشکافیهاى شما تصور من این است که عبارت توراتی YHWH نزدیک است به :
یا هو
همانند :
لا اله الا هو الحی القیوم .
البته همانطور که اعتراف کردم در مورد زبان عبری اطلاعى ندارم.

http://tauheed1.blogspot.com


پاسخ:
خانم امه الله، با سلام،
اصلا مهم نیست که آن کلمه چطور تلفظ میشود، نکته یادداشت این بود که ریشه این کلمه صد در صد توراتی-قرآنی است تا "ان شاء الله" دهان مسخره کنندگان اسماءالله بسته شود...ولی این جماعت فقط اهل مجادله اند و می ترسند که مبادا قرآن اندیشی، پایه های بنیان اندیشی را از هم بپاشاند!
ان شاءالله.
در ضمن؛ این را کسی نوشته است که بیش از 30 سال است که تورات عبری درس میدهد. به شخصه به ایشان بیشتر از کتاب فروشیهای اطراف میدان انقلاب اطمینان دارم!
متشکرم. »

( براشت از نظرات وبلاگ «قرآن کریم تنها نور هدایت» ، http://quraninmylife.blogsky.com )

دوباره مورد تعجب من است که منظور ایشان از قرآن شناسی چیست؟! در حالی که ما از ایشان ندیدیم با آیه ای از قرآن ما را محکوم به مرگ بنماید!!! اینک که می خواهم نوشتن را خاتمه دهم، چون ارزش تلف شدن وقت را هم ندارد، اما در اتمام از ایشان می خواهم، این چند آیه ای از تورات، از بخش « Genesis، (پیدایش) » را که در پایین آورده ام، به عنوان عیدی و شادباش، به استاد خویش، به آن محققی که 30 سال است، عبری را بدون علامت گذاری یاد می دهد و می خواند، هدیه کند، تا بعد از این بداند بر کسانی که عبری نمی دانند، نباید شیادی نمود.

« ל. וַיַּעַל לוֹט מִצּוֹעַר וַיֵּשֶׁב בָּהָר, וּשְׁתֵּי בְ נֹתָיו עִמּוֹ, כִּי יָרֵא, לָשֶׁבֶת בְּצוֹעַר; וַיֵּשֶׁב, בַּמְּעָרָה--הוּא, וּשְׁתֵּי בְנֹתָיו.
לא. וַתֹּאמֶר הַבְּכִירָה אֶל-הַצְּעִירָה, אָבִינוּ זָקֵן; וְאִישׁ אֵין בָּאָרֶץ לָבוֹא עָלֵינוּ, כְּדֶרֶךְ כָּל-הָאָרֶץ.
לב. לְכָה נַשְׁקֶה אֶת-אָבִינוּ ייִן, וְנִשְׁכְּבָה עִמּוֹ; וּנְחַיֶּה מֵאָבִינוּ, זָרַע.
לג. וַתַּשְׁקֶיןָ אֶת-אֲבִיהֶן יַיִן, בַּלַּיְלָה הוּא; וַתָּבֹא הַבְּכִירָה וַתִּשְׁכַּב אֶת- אָבִיהָ , וְלֹא-יָדַע בְּשִׁכְבָהּ וּבְקוּמָהּ.
לד. וַיְהִי, מִמָּחֳרָת, וַתֹּאמֶר הַבְּכִירָה אֶל-הַ צְּעִירָה, הֵן -שָׁכַבְתִּי אֶמֶשׁ אֶ ת- אָבִי; נַשְׁקֶנּוּ יַיִן גַּם-הַלַּיְלָה, וּבֹאִי שִׁכְבִי עִמּוֹ, וּנְחַיֶּה מֵאָבִינוּ, זָרַע.
לה. וַתַּשְׁקֶיןָ גַּם בַּלַּיְלָה הַהוּא, אֶת-אֲבִיהֶן- -יָיִן; וַתָּקָם הַצְּעִירָה וַתִּשְׁכַּ ב עִמּוֹ, וְלֹא -יָדַע בְּ שִׁכְבָהּ וּבְקֻמָהּ.
לו. וַתַּהֲרֶיןָ שְׁתֵּי בְנוֹת-לוֹט, מֵאֲבִיהֶן.
לז. וַתֵּלֶד הַבְּכִירָה בֵּן, וַתִּקְרָא שְׁמוֹ מוֹאָב: הוּא אֲבִי-מוֹאָב, עַד-הַיּוֹם.
לח. וְהַצְּעִירָה גַם-הִוא יָלְדָה בֵּן, וַתִּקְרָא שְׁמוֹ בֶּן-עַמִּי: הוּא אֲבִי בְ נֵי- עַמּוֹן, עַד-הַיּוֹם. {ס} »
ترجمه قدیم :
« ۳۰. و لوط‌ از صوغر برآمد و با دو دختر خود در کوه‌ ساکن‌ شد زیرا ترسید که‌ در صوغر بماند. پس‌ با دو دختر خود در مَغاره‌ سُکْنی‌ گرفت‌.
۳۱. و دختر بزرگ‌ به‌ کوچک‌ گفت‌: «پدر ما پیر شده‌ و مردی‌ بر روی‌ زمین‌ نیست‌ که‌ برحسب‌ عادت‌ کل‌ جهان‌، به‌ ما در آید.
۳۲. بیا تا پدر خود را شراب‌ بنوشانیم‌، و با او همبستر شویم‌، تا نسلی‌ از پدر خود نگاه‌ داریم‌.»
۳۳. پس‌ در همان‌ شب‌، پدر خود را شراب‌ نوشانیدند، و دختر بزرگ‌ آمده‌ با پدر خویش‌ همخواب‌ شد، و او از خوابیدن‌ و برخاستن‌ وی‌ آگاه‌ نشد.
۳۴. و واقع‌ شد که‌ روز دیگر، بزرگ‌ به‌ کوچک‌ گفت‌: «اینک‌ دوش‌ با پدرم‌ همخواب‌ شدم‌، امشب‌ نیز او را شراب‌ بنوشانیم‌، و تو بیا و با وی‌ همخواب‌ شو، تا نسلی‌ از پدر خود نگاه‌ داریم‌.»
۳۵. آن‌ شب‌ نیز پدر خود را شراب‌ نوشانیدند، و دختر کوچک‌ همخواب‌ وی‌ شد، و او از خوابیدن‌ و برخاستن‌ وی‌ آگاه‌ نشد.
۳۶. پس‌ هر دو دختر لوط‌ از پدر خود حامله‌ شدند.
۳۷. و آن‌ بزرگ‌، پسری‌ زاییده‌، او را موآب‌ نام‌ نهاد، و او تا امروز پدر موآبیان‌ است‌.
۳۸. و کوچک‌ نیزپسری‌ بزاد، و او را بن‌عَمّی‌ نام‌ نهاد. وی‌ تا بحال‌ پدر بنی‌عمون‌ است‌. »

 ترجمه به انگلیسی :

« 30. Lot and his two daughters left Zoar and settled in the mountains, for he was afraid to stay in Zoar. He and his two daughters lived in a cave.
31. One day the older daughter said to the younger, « Our father is old, and there is no man around here to lie with us, as is the custom all over the earth.
32. Lets get our father to drink wine and then lie with him and preserve our family line through our father.»
33. That night they got their father to drink wine, and the older daughter went in and lay with him. He was not aware of it when she lay down or when she got up.
34. The next day the older daughter said to the younger, « Last night I lay with my father. Lets get him to drink wine again tonight, and you go in and lie with him so we can preserve our family line through our father. »
35. So they got their father to drink wine that night also, and the younger daughter went and lay with him. Again he was not aware of it when she lay down or when she got up.
36. So both of Lots daughters became pregnant by their father.
37. The older daughter had a son, and she named him Moab ; he is the father of the Moabites of today.
38. The younger daughter also had a son, and she named him Ben-Ammi ; he is the father of the Ammonites of today. »

( باب 19، آیات 30 تا 38، برشیت ( Genesis، پیدایش ) )


(*) : مختصرا گفته شود :

 در زبان عبری معادل حرف « ح » به صورت « ח : Het : حِت » نوشته و تلفظ می شود. مانند کلمه « אח » به معنای برادر . به زیر دقت کنید :

א : Aleph : آلِف
ה : He : هـِ
י : Yod : یود
ה : He : هـِ
אהיה : Ehyeh : « إهیه » ، نزدیک به معنای « منم » در فارسی
א : Aleph : آلِف
שׁ : Shin : شین
ר : Resh : رِش
אשׁר : Asher : « آشِر » ، نزدیک به معنای « که » در فارسی

معلوم نیست این جناب با چه اسلوبی، EHYEH را به جای « إهیه » ، به صورت « احیا » نوشته است. با وجود این تفاوت های چشم گیری که در دو حرف « ה : هـِ » و « ח : حِت » با هم است، حتی اگر قرار باشد، « ה » ، به صورت « ח » در نظر گرفته شود، باز هم، باید آن به صورت « إحیه » تلفظ و نوشته شود. نوشتن احیا، تنها به این دلیل است که بتوان آن را به « حیّ : Həyy » زبان عرب بچسبانند. اگر مجال اش بود، بعدا بیش تر به این خواهم رسید.



دانلود تورات پنج گانه :

http://www.iranjewish.com/binesh/torah_5_Ebri.htm

ترجمه تورات و عهد عتیق و عهد جدید

http://www.razgah.com/search.engil



+ با تشکر از ارسال مقاله ای از سوی 168 ،

با اندکی ویرایش از مدیر.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 15:13  توسط سلمان پارسی  | 


من ایندی یشیدین باهای سنسیز سسینه گولاک وئیی یم، یامان حالدایام. گوله بیلمز گولوم باهای سن سیز ... . آللاه او کیشی یه غنی غنی یحمت ائله سین. بو یازی دا ایستی یم سیزی تی بیزین توت دیلینین فولکویلایینا تانیش ائدم و به ساواد پورپیرایا دئیم تیبیزین توت دیلی، دونیانین ان بویوک و اونملی دیلی دی کی فضاپیمالایین دوزلمکین ده اونون سیستئم لیین ده کومح لیغ آلیبلای.  ریاضی و هندسه ده توت دیلینین قواعیدیندن دوزلیبدی. الله یحمتی نه جئدن پویفوسوی دوحتور مهندیس محمد علی فرزانه ایثبات ائدیدی با.  مه یوخ اوستا یف یف ؟!

من سوزومو گیسا ائدی یم و سیزی تیبیزین ان بویوک شایکی اثرلیینن تانیش ائدیم.

اينه اينه اوجی دومه، ال اله دومه دله . داییم گئدیب باشماک آلا بی تای سنه بی تای منه ...... پیس.

بو عیرفانی شعر که یازانی بللی دیی، آمما ایحتیمالی وای فضولی یازمیش اولا آدامی بیر عیرفانی و معنوی حالا سالیی. بو گویستی کی دایی کلمه سی توت لییندی .

ایندی بی آییی شایکی :

یاغیش یاغیی دانا دانا. بییی دوشودو بیزیم داما . گلین گدک اویناماقا. اویناماقین وقتی دیی . قیزیل گولون تختی دییل . قایقا دئیی قای قای . قجله دئییی زه یی مای. سئی چه دئییی پس نه وای ؟

بو شایکینی استاد فیزانه دوزگون اوی خون کتیبه یازی لاییندان قایناخ ائدیب و توپلاییب. گویستی کی توت لر از روز اول ائو لیی واییدی و حتی دام لایینا یاغیش یاغیی میش!!!!!!!!!!!!

من به ساواد پورپیرایا اظهایه تاسف ائلی یم کی هئش زاد باشایمیی و بیلمیی !!!

این شاللاح ایبیش یف یف اوستا منی یایدیم ائله سین و تان یی توت لیی گویوسون.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 17:1  توسط سلمان پارسی  | 


تبییز توت دیلینده.

بو تورآتان یای پاقی تبییز اوشاخلایینین اللیینن هچ اولدو. بیزیم هدفیمیز پورپیایی نقد ائمک اولاچاخدی . این شاللا ایبیام یف یف اوستانین کومح لینن .

تبییزین توت دیلی دونیانین ان بویوک و اونملی دیلی دور.

 

تبییز دیلینین اویرتمه بوجاقی

 

تبییز : تبریز

یای پاقی : یارپاق

هچ : هک

پورپیایی : پورپیرار

ایبیام یف یف : ابراهیم رف رف

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 2:31  توسط سلمان پارسی  |